تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢

252

شب قدر است و طى شد نامهء هَجر ( 1 ) * سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ( 2 )
دلا در عاشقى ثابت قدم باش * كه در اين ره نباشد كار بىاجر
من از رندى نخواهم كرد توبه * و لو آذيتنى بالهَجر و الحجر ( 3 )
برآى اى صبح روشن‌دل خدا را * كه بس تاريك مىبينم شب هَجر
دلم رفت و نديدم روى دلدار * فغان از اين تطاول ، آه ازين زجر
وفا خواهى جفاكش باش حافظ * فان الربح و الخسران فى التجر ( 4 ) .