تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠

247

عيدست و موسم گل ( 1 ) و ياران در انتظار * ساقى به روى شاه ببين ماه و مى بيار
دل برگرفته بودم از ايّام گل ، ولى : * كارى بكرد همّت پاكان روزه‌دار
دل در جهان مبند و به مستى سؤال كن * از فيض جام و قصّهء جمشيد كامكار
جز نقد جان به دست ندارم ، شراب كو ؟ * كان نيز بر كرشمهء ساقى كنم نثار
خوش دولتيست خرّم و خوش ، خسروى كريم * يا رب ز چشم زخم زمانش نگاه دار
مى خور به شعر بنده كه زيبى دگر دهد * جام مرصّع تو بدين دُرّ شاهوار
گر فوت شد سحور چه نقصان ، صبوح هست * از مى كنند روزه‌گشا طالبان يار
زانجا كه پرده‌پوشى عفو كريم تست * بر قلب ما ببخش كه نقديست كم‌عيار
ترسم كه روز حشر عنان بر عنان رود * تسبيح شيخ و خرقهء رند شراب‌خوار
حافظ چو رفت روزه و گل نيز مىرود * ناچار باده نوش كه از دست رفت كار .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 620 | شمس الدين حافظ