تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨

246

الا اى طوطى گوياى اسرار ( 1 ) * مبادا خالىات شكّر ز منقار
« سرت سبز و دلت خوش باد جاويد » ( 2 ) * كه خوش نقشى نمودى از خط يار
سخن سربسته گفتى با حريفان * خدا را ، زين معمّا پرده بردار
به روى ما زن از ساغر گلابى * كه خواب‌آلوده‌ايم اى بخت بيدار
چه ره بود اين كه زد در پرده مطرب * كه مىرقصند با هم مست و هشيار
از آن افيون كه ساقى در مىافكند * حريفان را نه سر مانَد ، نه دستار
سكندر را نمىبخشند آبى * به زور و زر ميسّر نيست اين كار
بيا و حال اهل درد بشنو * به لفظ اندك و معنىّ بسيار
بت چينى عدوى دين و دلهاست * خداوندا دل و دينم نگه دار