بعض نسخ « بدين وصلهاش . . . » . وصله ( بضم واو ) به معناى گيسوى اضافى است كه زنان به گيسوى خود مىبستند . . . ( مجتبى مينوى ) از « كتاب امروز » پائيز 1352 ه . ش
خواهى كه تو ، روز نايد اى سرو بلند * زلف سيه دراز ، در شب پيوند
( مسعود سعد ) .
( بجاى قصه يا وصله ) « رشته » با سخن حافظ سازگارتر جلوه مىدهد » « استاد محيط طباطبائى » . . .
« شبى خوش است بدين حيلهاش . . . »
حافظ خطى به دست آمده در كابل متعلق به پرويز يغمائى . ( مجلهء آينده ، فروردين و ارديبهشت 1359 . ص 146 ) .
به شرحى كه تحت عنوان : « وصله يا قصه » در توضيحات در آخر ديوان آمده مراجعه فرمائيد .
فراز ، داراى دو معناست : بستن ، باز كردن . در اينجا « . . . در فراز كنيد » يعنى : « در » را ببنديد .
« . . . حافظ ق غ : پرده بر شما . - ( حافظ نسخهء 805 هجرى ،
« . . . پردهء شما . . . »
) .
. . . كه او حديث ز ناز و من از نياز كنم .
امير معزى .
در حافظ قزوينى ، پژمان ، محمود هومن ، مسعود فرزاد ، استاد خانلرى و بعض نسخههاى ديگر : « نخست موعظهء پير صحبت اين حرف است » ( و در حافظ سودى « پير مجلس » ) آمده است . در صورتى كه صحيح آن « پير مفروش » مىباشد چون مىخوارگى شما را مصاحب بدجنس در كوى و برزن ندا خواهد داد و موجب رسوائى و بدنامى شما مىشود بنابراين بايد از