هر صبح ، ماجراى من و دل ، شمال گفت * هر شام گفتگوى من و او صبا شنيد ( 4 )
پند حكيم عين صواب است و محض خير * فرخنده بخت آن كه به سمع رضا شنيد
محروم اگر شدم ز سر كوى او چه شد ؟ * از گلشن زمانه ، كه بوى وفا شنيد ؟ ( 5 )
نشنيد هر چه گفتم و بگذشت ، اى عجب ! * سلطان شنيدهئى كه حديث گدا شنيد ؟ !
حافظ وظيفهء تو دعا گفتن است و بس * در بند آن مباش كه نشنيد يا شنيد .
حافظ ق ، غ : سخن آشنا ( حافظ دكتر نيسارى 1371 ش : « نفس آشنا » . ) - نسخهء پير حسين كاتب : خبر آشنا . - ( . . . « خبر آشنا » برتر است زيرا خبر رسان شاعران ، باد صباست . ) : ص 511 حافظ اديب برومند حافظ ق ، غ : مىخوريم . ( باده را در زير خرقه نمىخورند ، ولى پنهان مىكنند و مىكشند و مىبرند ) .
ديوان حافظ نسخهء 805 هجرى : « ما باده زير خرقه نه امروز مىكشيم . » حافظ قزوينى و غنى :
« ما مى ببانگ چنگ . . . مىكشيم » !
نسخهء 805 :
« ما مى به بانگ . . . مىخوريم » .
نسخه 805 هجرى اين بيت را دارد و ليكن قزوينى و غنى ندارد .
اين بيت نيز و بيت بعدى : نشنيد هر چه گفتم . . . در حافظ ق . غ و بعض نسخ نيامده و ، ما از نسخهء 805 و : « شاعر ساحر » نقل كرديم .