تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 612

مساهمون:

ص٦١٢

244

بوى خوش تو هر كه ز باد صبا شنيد * از يار آشنا ، خبر آشنا شنيد ( 1 )
اى شاه حسن ، چشم به حال گدا فكن * كاين گوش بس حكايت شاه و گدا شنيد
خوش مىكنم به بادهء مشكين مشام جان * كز دلق پوش صومعه بوى ريا شنيد
سرّ خدا كه عارف سالك به كس نگفت * در حيرتم كه باده‌فروش از كجا شنيد
يا رب كجاست محرم رازى كه يك زمان * دل شرح آن دهد كه چه گفت و چها شنيد
اينش سزا نبود دل حق‌گزار من * كز غمگسار خود سخن ناسزا شنيد ؟
ساقى بيا كه عشق ندا مىكند بلند * كآن كس كه گفت قصّهء ما هم ز ما شنيد
ما باده زير خرقه نه امروز مىكشيم ( 2 ) * صد بار پير ميكده اين ماجرا شنيد
ما مى به بانگ چنگ نه امروز مىخوريم ( 3 ) * بس دَوْر شد كه گنبد چرخ اين صدا شنيد
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 612 | شمس الدين حافظ