243
بيا كه رايت منصور پادشاه رسيد * نويد فتح و بشارت به مهر و ماه رسيد
جمال بخت ز روى ظفر نقاب انداخت * كمال عدل به فرياد دادخواه رسيد
سپهر ، دور خوش اكنون زند كه ماه آمد ( 1 ) * جهان به كام دل اكنون رسد كه شاه رسيد
ز قاطعان طريق اين زمان شوند ايمن * قوافل دل و دانش كه مرد راه رسيد
عزيز مصر به رغم برادران غيور * ز قعر چاه برآمد بأوج جاه رسيد ( 2 )
كجاست صوفى دجّال فعل ملحد شكل ( 3 ) * بگو بسوز كه مهدىّ دين پناه رسيد
صبا بگو كه چها بر سرم درين غم عشق * ز آتش دل سوزان و دود آه رسيد
ز شوق روى تو شاها ! بدين اسير فراق * همان رسيد كز آتش به برگ كاه رسيد
مرو به خواب كه حافظ به بارگاه قبول * ز ورد نيمشب و درس صبحگاه رسيد .