بود » .
( . . . « گناه آن به » ، بر « نه عيب آن به » [ حافظ قزوينى ] برترى دارد زيرا اولا شيواتر است ، ثانيا « مى خوردن » بيشتر به « گناه » تعبير مىشود تا « عيب » . سعدى فرمايد :
« گناه كردن پنهان ، به از عبادت فاش »
) اديب برومند ، غزليات حافظ ص 459 .
الف - حافظ ق غ : ( بجاى گناه ) نه عيب ( ! ) ب - ( بيت سوم غزل ) : « خود گرفتم . . . چون سوسن بر آب . » : نسخه 805 هجرى .
ج - ( بيت چهارم ) : قزوينى
« بىچراغ جام در خلوت . . . »
. لاكن در نسخهء 805 :
« خلوت ما را فروغ از عكس نور و باده باد / * ز آنكه كنج اهل . . . » .
د - ( بيت هشتم ) :
« مجلس امن و بهار و بحث عشق اندر ميان . »
: نسخهء 805 هجرى .
ه - [ اشارهئى به بيت دوم ]
من همان ساعت . . .
: « توبه كار » توبهكننده . [ گفتم ] « اين شاخ » كنايت به توبه از مى [ مىباشد ] . . . » ( كتاب « بدر الشروح » ، از : مولانا بدر الدين - « مطبع مجتبائى دهلى - 1904 ميلادى » .
و - [ شرح بيت سوم ]
خود گرفتم كافكنم سجاده . . . »
: ( . . . « در خرقه بسى آلودگى بوده است و ) در حالى كه « سجاده » را بر روى « خرقه » بر « دوش » مىافكندهاند ؛ بر « خرقهشان » ، رنگ سرخ شراب » پيدا بوده است [ ! ] و آن وقت با چنين وضعى ! ادعاى مسلمان بودن هم داشتهاند » ! ( كلك خيالانگيز - دكتر پرويز اهور - 1363 ه ، ش ، [ دو مجلد ] تهران . كتابفروشى زوار - مجلد اول ، ص 298 ) . تجديد چاپ با اضافات در چهار مجلّد .
. - « به فرض كه مثل سوسن سجاده به دوش افكندم ؛ درحالىكه رنگ شراب مثل گل بر خرقهء من نمودار است ، آيا اين مسلمانى است ؟