تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
داراى يك روحانيت و لطافت و صافيست كه در هيچ‌يك از شعرا ديده نشده . . . » . « مجموعهء مقالات عباس اقبال آشتيانى » ، بخش نخست ، چاپ اول 1369 شمسى ( تهران ) دنياى كتاب ، ص 130 - . ( لازم به توضيح است كه در بعض نسخ ، بيت بالا در متن همين ديوان :
بس بگشتم كه بپرسم . . . »
و در دو سه نسخه بيتى كه در همين زير نويس نقل شد :
« رفتم از مدرسه پرسم سبب حرمت مى . . . »
و در چند ديوان ديگر از خواجه ، اين بيت :
« بس بگشتم كه بپرسم سبب حرمت مى * در هركس كه زدم بى خود و لا يعقل بود »
را آورده‌اند . ) الف -
كبك درى كه قهقههء شوق مىزند * آسيب قهر پنجهء شاهينش از قفاست
ظهير فاريابى . ( نقل از ص 203 « گلگشت . . . » ) . ب - ( بيت چهارم مصرع دوم ) : « واى » صحيح است . در اغلب نسخ ، كلمهء « آه » كه در اول مصراع نخست بيت چهارم آمده ، مجددا در ابتداى مصرع دوم آن تكرار شده است بدين ترتيب : « و آه ازين » . . . ! امّا در « سفينهء حافظ » سرتيپ مسعود - جنتى عطائى ، ص 269 : « واى » [ در اول مصراع دوم ] به طبع رسيده و همين درست است ، از نظر « مراعات النظير . » ( ح ) . در همين [ - سفينهء حافظ ] بجاى : ناز و تنعم : « عيش و تنعم » . ج - ( بيت پنجم ) :
« در دلم بود . . . نباشم نفسى »
نسخهء خطى 805 ه‍ . ق . « ق : هرگز . - متن [ نباشم نفسى ] بهتر است » ، همايون‌فرخ ، ديوان شاعر ساحر ، ص 130 [ زير نويس ] .