است ، و وصف چيزى را كه حاضرست نمىكند . . . « خندهء مستانه زدن » درين مقام [ جز ، از صهبا ] شايسته نبوده است . . . پس مقام مورد اشاره « بزمگه » نبوده ، ولى « مجلس » بوده است . منتها مجلس انس . . . « حافظ » صحت كلمات و اصالت غزلها ( الف تا پايان ز ) تحقيق از مسعود فرزاد ( صفحهء 463 ) .
: ط - « . . . دربارهء « مجلسى » است . . . مجلس انس است . مجلس تمكين و ادب است ، هيچيك ، خندهء مستانه نمىكنند » . از كتاب : « اصالت و توالى ابيات در غزلهاى حافظ » - د - ( از انتشارات دانشگاه شيراز 1353 شمسى ) ص 829 تحقيق از فرزاد .
: ى - « . . . مصحح اديب . . . چرا مىبايست به جاى « مجلس » ، « بزمگه » ! را بپذيرد ؟ ! ، آن هم « بزمگه . . . خلق و ادب » را ! كه اگر شرابش [ « صهبا » ] نبود ، به مجلس ترحيم شبيهتر مىشد . » احمد شاملو ، شمارهء 39 مجلهء دنياى سخن ( اسفند 1369 ) چاپ تهران - ص 44 آنجا - خرابات : « شرابى كه در مسجد نيست در خرابات موجود بود » . ( آنچه مسجد آن را كم دارد يعنى آنچه را كه ندارد ) - ح - . . . « به ياد روزگارى كه تنظيم مرواريدهاى ناسفتهء حافظ با اصلاح شما ميسر بود . « گوهر ناسفته » . . . مراد « سخن نسنجيده و خام است » .
مقصود اين است كه : گرچه شعر حافظ مثل مرواريد گرانبهاست ، ولى اگر گاهى ايرادى داشت ، با اصلاح عبارتى شما درست مىشد . » شرح غزلهاى حافظ ، نوشتهء دكتر حسينعلى هروى ، ص 858 ( . . . « به ياد خواهم داشت كه . . . لغزشهائى كه در شعر من بود آن را درست مىكرديد . . . [ منظور اينكه غث و سمين كلمات شعرم را سره مىساختيد و ناسره را نشان مىداديد . . . ] . . . حافظ خواسته است شاه شجاع را ستايش كند . . . [ چون ] در مجلس خصوصى شاه شجاع ، حافظ آثارش را مىخوانده و چون شاه شجاع خود را شاعر مىدانسته . . . و اديب
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 504
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص٥٠٤