تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢

204

ياد باد آنكه نهانت نظرى با ما بود ( 1 ) * رقم مهر تو بر چهرهء ما پيدا بود
ياد باد آنكه چو چشمت به عتابم مىكشت * معجز عيسويت در لب شكّرخا بود ( 2 )
ياد باد آنكه صبوحى زده در مجلس انس * جز من و يار نبوديم و خدا با ما بود
ياد باد آنكه رخت شمع طرب مىافروخت * وين دل سوخته پروانهء ناپروا بود
ياد باد آنكه در آن مجلس تمكين و ادب ( 3 ) * آنكه او خندهء مستانه زدى صهبا بود
ياد باد آنكه چو ياقوت قدح خنده زدى * در ميان من و لعل تو حكايتها بود
ياد باد آنكه مه من چو كله بر بستى * در ركابش مه نو پيك جهان‌پيما بود
ياد باد آنكه خرابات‌نشين بودم و مست * وانچه در مسجدم امروز كم است آنجا بود ( 4 )
ياد باد آنكه به اصلاح شما مىشد راست ( 5 ) * نظم هر گوهر ناسفته كه حافظ را بود ( 6 ) .