200
دانى كه چنگ و عود چه تقرير مىكنند ( 1 ) * پنهان خوريد باده كه تكفير مىكنند ( 2 )
ناموس عشق و رونق عشّاق مىبرند * عيب ( 3 ) جوان و سرزنش پير مىكنند
جز قلب تيره ، هيچ نشد حاصل و هنوز * باطل ( 4 ) درين خيال كه اكسير مىكنند
گويند رمز عشق مگوئيد و مشنويد * مشكل حكايتيست كه تقرير مىكنند
ما از برون در شده مغرور صد فريب * تا خود درون پرده چه تدبير مىكنند
تشويش وقت پير مغان مىدهند باز * اين سالكان نگر كه چه با پير مىكنند
صد ملك ( 5 ) دل به نيمنظر مىتوان خريد * خوبان درين معامله تقصير مىكنند
قومى به جدّ و جهد نهادند وصل دوست * قومى دگر حواله به تقدير مىكنند
فىالجمله اعتماد مكن بر ثبات دهر * كاين كارخانهايست كه تغيير مىكنند
مى خور ( 6 ) كه شيخ و حافظ و مفتىّ و محتسب * چون نيك بنگرى همه تزوير مىكنند ( 7 ) .