حافظ قزوينى :
وصل خورشيد بشبپرهء اعمى نرسد .
( در مورد مصراع وصل خورشيد ! . . . و نيز مصراع وصف رخسارهء خورشيد . . . در بخش « توضيحات » - اواخر كتاب - شرح « مرحوم قزوينى . . . به راه خطا رفته » را ملاحظه فرمائيد . ) گر ، به نزهتگه ارواح . . . « . . . باد رحمت . . . وقتى به نزهتگه ارواح مىوزد و آن را معطر مىسازد ، با وزش خود ، هستى عاريتى عقل و جان عاشق را كه همچون زيورى بر ، ايشان بسته شده است جدا مىسازد و از هم فرومىپاشد ؛ يا به تعبير شاعر ، عقل و جان ، گوهر هستى خود را نثار . . . مىكنند به شكرانه . . . .
دكتر نصر اللّه پورجوادى « نشر دانش » - نشريهء مركز نشر دانشگاهى - شمارهء دوم سال نهم ، بهمن و اسفند 1367 ( تهران ) ص 11 نقل از مقالهء مفصل و دقيق و ظريف ، تحت عنوان - : « بوى جان » ص 5 « . . . مضمون مصراع ترجمهء روايتى است از علىّ بن ابى طالب ( ع ) . . . نيز فقرهء 51 از صد در بندهش . . . صفحهء 71 حافظ انجوى . ( هنگامى كه حافظ مىشنود امير مبارز الدين محمد ، حين قرائت قرآن بدست خود ، سر محكومى را از تن جدا [ مىكند ] و بلافاصله به تلاوت قرآن ادامه مىدهد ! بىاختيار مىفرمايد . . .
ديو بگريزد از آن قوم كه قرآن خوانند
. . .
محمد امينى - حافظ را چگونه بايد شناخت . چاپ 1354 شمسى - تهران .
( مصرع دوم مقطع ) -
« ديو بگريزد از آن قوم كه قرآن خوانند »
اين مصراع از رسائل سعدى است . ( گلشن معانى - نظمى تبريزى - ص 71 ) .
مصراع دوم بيت سعدى اينست :
« آدميزاده نگه دار كه مصحف ببرد . »
. مصراع اول مطلع غزل - بيت نخست .
« در نظربازى ما ، بىبصران ، حيرانند »
نسخهء 805 هجرى .
« ق . بىخبران . ( . . . « بصر » با « نظر » تناسب بيشتر دارد » دكتر همايونفرخ - ص 70 ديوان شاعر ساحر ) .