( اول ) : حافظ قزوينى - غنى : « نه هر كه طرف كله كج نهاد و تند نشست » .
( دوم ) . . . « در منشآت ابو اسحاق كوبنانى ، : « نه هر كه ترك كله كج . . . » آمده . . . ( محمود روح الامينى ، حافظشناسى : به كوشش نياز كرمانى ، مجلد دوازدهم ، ص 130 ) .
( سوم ) : « نه هر كه طرف كله برشكست و تند نشست » . نقل از : ظفرنامهء تيمورى ، تأليف شرف الدين على يزدى ( استاد ايرج افشار ، حافظشناسى ، مجلد پانزدهم - 1371 - ه . ش صفحهء 136 ) .
( چهارم ) عين مصراع مذكور :
« . . . برشكست . . . » نقل از : نسخهء خطى متعلق به فتح اللّه فرود ( ديوان حافظ به اهتمام جلالى نائينى و دكتر نذير احمد ، چاپ امير كبير 1367 ه . ش صفحات سى و شش مقدمه و 304 زيرنويس ) .
( پنجم ) : در اين مورد بخصوص ، متن دو كتاب « شرف الدين » و « فرود » از نظر فن شعر ، ارجح است : نظير « سجع » متوازى در نثر مىباشد .
« شكست » و « نشست » همقافيه و هموزن است .
حافظ ق ع : كه دوست خود روش . . . ( « در مكتوب . . . بجاى دوست ، « شاه » است و مسلم است كه ميان بندهپرورى و دوست ، تناسبى نيست ، و هميشه بندهپرورى را از آئين پادشاهان دانستهاند . ايرج افشار ، نقل از : مجلهء يغما ، سال ششم - 1332 ه . ش . - چاپ تهران انتشارات ايران ، ارديبهشت 1363 ه . ش . ص 74 » ) حافظ ق غ : ( بجاى وفاى عهد ) وفا و عهد ! بعض نسخ از جمله حافظ ق غ ، اين بيت را ندارد ، در حافظ اديب برومند آمده است :
« چنين كه مردم چشم من است غرقهء خون . . . » .
مصراع اول بيت ششم : ديوان حافظ نسخهء 805 هجرى : « در آب ديدهء خود غرقهام ، چه چاره كنم ؟ » .