168
يارى اندر كس نمىبينيم ياران را چه شد * دوستى كى آخر آمد دوستداران را چه شد ؟ !
آب حيوان تيرهگون شد خضر فرّخ پى كجاست * گل بگشت ( 1 ) از رنگ خود باد بهاران را چه شد ( 2 )
كس نمىگويد كه يارى داشت حقّ دوستى * حق شناسان را چه حال افتاد ، ياران را چه شد
لعلى از كان مروّت برنيامد سالهاست * تابش خورشيد و سعى باد و باران را چه شد
شهر ياران بود و خاك مهربانان اين ديار * مهربانى كى سرآمد شهر ياران را چه شد
گوى توفيق و كرامت در ميان افكندهاند * كس به ميدان درنمىآيد سواران را چه شد
صدهزاران گل شكفت و بانگ مرغى برنخاست * عندليبان را چه پيش آمد هزاران را چه شد
زهره سازى خوش ( 3 ) نمىسازد مگر عودش بسوخت * كس ندارد ذوق مستى ، ميگساران را چه شد
حافظ اسرار الهى كس نمىداند ، خموش * از كه مىپرسى كه دور روزگاران را چه شد ؟ .