142
چه مستى است ندانم كه رو ، به ما آورد * كه بود ساقى و اين باده از كجا آورد ؟
چه راه مىزند اين مطرب مقامشناس * كه در ميان غزل قول آشنا آورد ( 1 )
تو نيز باده به چنگ آر و راه صحرا گير * كه مرغ نغمهسرا ، ساز خوشنوا آورد
دلا چو غنچه شكايت ز كار بسته مكن * كه باد صبح ، نسيم گرهگشا آورد
رسيدن گل و نسرين به خير و خوبى باد * بنفشه شاد و كش آمد ، سمن صفا آورد ( 2 )
صبا به خوش خبرى هدهد سليمان است * كه مژدهء طرب از گلشن سبا آورد
علاج ضعف دل ما كرشمهء ساقيست * « برآر سر كه طبيب آمد و دوا آورد » ( 3 )
مريد پير مغانم ز من مرنج اى شيخ ( 4 ) * چرا كه وعده تو كردىّ و او بجا آورد
به تنگ چشمى آن ترك لشكرى نازم * كه حمله بر من درويش يكقبا آورد
فلك غلامى حافظ كنون به طوع كند * كه التجا به درِ دولتِ شما آورد .