« صبا وقت سحر » گوئى ز كوى « يار » « مى » آيد . . . .
( عراقى ) .
خواجهء شيراز اين غزل خود را در اقتفاى غزل عراقى همدانى كه مصراع نخست مطلع آن را نقل كرديم سروده امّا رديف را كه « مىآيد » بوده ، به « مىآورد » مبدّل فرموده است . ( « . . . . همام تبريزى :
« صبا وقت سحر بوئى ز كوى دوست مىآرد . . . »
ص 158 ديوان ) از : « نشر دانش » شمارهء مرداد و شهريور 1369 - ص 38 . همچنين در ص 124 آينه حافظ و حافظ آينه آمده است كه اين بيت :
« صبا وقت سحر بوئى ز كوى دوست مىآرد » * بر آن بوى عبيرافشان چرا جان برنيفشانى »
، از همام تبريزى است . بنابراين مصراع اول بيت همام را ، حافظ با تعويض سه كلمه در مصرع نخست مطلع غزل خود آورده است .
حافظ ق . غ :
بعشوه هم پيامى بر سر بيمار مىآورد .
( . . . .
در نيشابور و مازندران هنوز هم مرسوم است كه بيمار سنگين احوال را به اين ترتيب معالجه مىكنند كه چون از دوا و درمان فايدتى نديدند مجمعه يا سينى بزرگى در كنار بيمار نگه مىدارند و بىآنكه خود او متوجه باشد گلولهاى گلين در كمان مىنهند و به شدت به آن سينى مىزنند تا بيمار با شنيدن آن صداى غير منتظر يكباره تكان بخورد و بترسد تا خوب شود و بهبود يابد و به اين عمل خرافى « سونجى شكستن » و « سونجى گرفتن » مىگويند . « سيد ابو القاسم انجوى شيرازى » از كتاب مقالاتى دربارهء زندگى و شعر حافظ ( مشتمل بر 32 مقاله ) . پس به اين ترتيب
« به رحمت هم كمانى بر سر بيمار مىآورد »
صحيح است . ( و نسخهء قزوينى
. . . پيامى بر سر بيمار . . .
صحيح نيست ) الف - ( مطلع ) بيت نخست غزل
« صبا وقت سحر . . . »
، مصرع دوم :
« نسخهء خانلرى »
دل ديوانهء ما را به نو . . .
« نسخهء خطى پير حسين كاتب » دل شوريدهء ما را به نو . . .
( . . . « به بو » بر « به نو » ترجيح دارد ، زيرا « بو » ، هم در مصرع اول آمده و