تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
خرابات - خورآباد - خورآبه - خراب . . . اين واژه از دو جزء درست شده ، جزء يكم خر يا خور بمعنى خورشيد و آفتاب و مهر است ، و جزء دوم آن : آباد - آبات - آبه - آب ، به معناى گنبد - جا - خانه و دير مىباشد ، چنان كه واژه‌هاى « گور آبه » يا گور آب بمعنى جا يا گنبدى كه بر فراز گور مىسازند ، و « گرمابه » يا گرماوه بمعنى خانهء گرم يا جاى گرم كه در آنجا شستشو مىكنند ( حمام ) . . . و « سرداب » يا سردابه ، به معناى جاى خنك و سردخانه ، نيز واژهء « آوه - آبه » به صورت كهنهء خود يعنى « آوج » بجا مانده و هنوز گردنه‌اى به اين نام داريم « گردنهء آوج » كه بىشك در آنجا « ديرى » بوده است و نيز در واژهء « ساوه » يا « ساوج » كه بمعنى « سه دير » است و هنوز در بيشتر جاها ( و ) . . . در تركمنستان به خانه ، آوه يا ابه مىگويند . پس خرابات ( خورآباد - خرابه - خراب ) يعنى كاخ يا خانه يا پرستشگاه مهر و به همان معنى دير مغان است و در سراسر ادبيات عارفانه و حتى صوفيانه ، خرابات به معنى دير مغان مىباشد كه پرستشگاه مغان « يا : مهريان » بوده است . . . اين خرابات‌ها را كه در شهرها يا « ديها » [ - ده‌ها ] بنا مىكردند سقف آن را گنبدى و كوتاه مىساختند و روى طاق آن را از درون با ماه و ستاره نگار مىنمودند و آن را نمونه‌اى از گنبد گردون ( سپهر ) مىدانستند . . . خواجه هر دو صورت : خرابات ( خورآباد ) ، و خراب ( خوراب و خورابه ) را به كار برده و همان گونه كه پاكيزگى و شستشو ( غسل در اسلام و غسل تعميد در عيسويت . . . . ) از پايه‌هاى آئين مهر است و هيچ‌كس ناشسته نمىتواند به دير مغان يا پرستشگاه آنان پاى بگذارد ، خواجه نيز مىفرمايد : شست‌وشوئى كن و آنگه به خرابات خرام - تا نگردد ز تو ، اين دير خراب ، آلوده . . . . واژهء خرابات ، يك معنى نادرست ظاهرى دارد بمعنى جاى ويران ، . . . از دو جزء « خراب + معنى $ 000 $ ات » نشان جمع و اين معناى عاميانهء آنست ، از نويسندگان ، جز چند تن بدين معنا ، آن را به كار نبرده‌اند . . . واژهء خرابات در . . . اشعار پارسى دانسته و ندانسته به معناى
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 319 | شمس الدين حافظ