128
بيا كه ترك فلك ، خوان روزه غارت كرد * هلال عيد به دور قدح اشارت كرد
ثواب روزه و حجّ قبول آنكس برد * كه خاك ميكدهء عشق را زيارت كرد
مقام اصلى ما گوشهء خرابات ( 1 ) است * خداش خير دهاد آنكه اين عمارت كرد
بهاى بادهء چون لعل چيست جوهر عقل ( 2 ) * بيا كه سود كسى برد كاين تجارت كرد
نماز در خم آن ابروان محرابى * كسى كند كه به خون جگر طهارت كرد
فغان كه نرگس جمّاش شيخ شهر امروز ( 3 ) * نظر به دُردكشان از سر حقارت كرد
به روى يار نظر كن ز ديده منّت دار * كه ديده كار نظر از سر بصارت كرد ( 4 )
حديث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ ( 5 ) * اگر چه صنعت بسيار در عبارت كرد .