كش : صاحب ناز ، برازنده ، خوش الف - حافظ ق . غ : نرگس مستانه . . .
ب - « . . . در انتخاب « تركانه » علاوه بر توجه به اكثريت نسخ توجه بمناسبت ميان ترك و يغما بىاثر نبوده است . امّا صفت تركى دادن به چشم را بنده [ ! ] حد اقل از حافظ بعيد مىدانم [ ! ] زيرا خود او يكبار درين بيت چنين صفتى را در جهت ظاهر و معنى مورد استهزاء قرار داده است :
به تنگ چشمى آن ترك لشكرى نازم - * كه حمله بر من درويش يكقبا آورد
، و طبعا چشم مست جذابى بايد بوده باشد . . . . نه چشم تنگ مورب تركانه . چنين است كه « نرگس مستانه » مرجح به نظر مىرسد » . دكتر حسينعلى هروى ، كتاب دربارهء حافظ ( برگزيدهء مقالههاى نشر دانش ) 1365 تهران ، ص 146 جناب آقاى دكتر ! اينكه فرمودهايد « حافظ يكبار چنين صفتى ! را مورد استهزاء قرار داده است » بايد گفت كه موقعيتها فرق مىكند ؛ حافظ در صد جا از صوفى بد مىگويد و در جاى ديگر از او تمجيد مىنمايد - اين نوشتهء جنابعالى را در مقالات حافظ و فصلنامهء نشر دانش نيز خواندم ، مع هذا « تركانه » را به « مستانه » ترجيح دادم ( ح ) .
ج - « در ديوانهاى حافظ خانلرى ، دكتر عيوضى و دكتر بهروز ، جلالى نائينى و دكتر نذير ، حافظ خراباتى همايون فرخ ، نسخهء آقاى گوهرين نوشتهء 862 قمرى : حافظ يكتائى 1328 ه . ش . زيرنويس ص 134 غزليات ، . . . نسخهء خطى مورخ 893 ه . ق . متعلق به مسعود فرزاد ، نسخهء خطى 849 ه . ق . متعلق به استاد فرزاد ، نسخهء خطى متعلق به فرزاد كه پيش از حدود نهصد هجرى قمرى به رشتهء تحرير درآمده است ، . جامع نسخ حافظ ( از انتشارات دانشگاه شيراز 1347 ه . ش . ) ص 147 ، حافظ صحت كلمات و اصالت غزلها الف تا پايان « ز » ( دانشگاه شيراز ) ص 263 ، و نيز نسخى ديگر ، اين مصراع آمده است كه :