ديوان حافظ ، نسخه 805 هجرى ( كهنترين نسخه ) - دكتر ركن الدين همايونفرخ - ( خطى ) چاپ 1367 خورشيدى ، تهران : « . . . ميل جنان ندارد » . ( حافظ ق . غ : ميل جهان ندارد ) .
مصراع دوم مطلع در نسخهء خانلرى اين است
« . . . و آنكس كه اين ندارد حقا كه جان ندارد »
! ، ليكن در كهنترين نسخه ( ديوان حافظ 805 هجرى ) آمده است كه :
هركس كه اين ندارد حقا كه آن ندارد
» ، و ترديدى نيست كه دو كلمهء « اين » و « آن » از نظر فن ادبى و صنعت بديعى ، مورد توجه مىباشد . در صورتى كه جملهء « حقا كه جان ندارد » ! در اينجا گرچه داراى صنعت بديعى رد الصدر على العجزست - متأسفانه فاقد معناست بعلاوه همانطوركه اشاره شد در نسخهء خطى نزديك به زمان زندگى حافظ :
« آن » آمده و « جان » نيامده است .
( در اين زير نويس ، مجالى دست داد تا اشاره شود كه در مجلهء آينده به مديريت دانشمند عزيز ، جناب « ايرج افشار » شمارهء 9 و 10 سال هفتم ، آذر و دى 1360 - مقالهاى به قلم « محمد جواد شريعت » ( تحت عنوان :
ديوان حافظ پرويز ناتل خانلرى ) بطبع رسيده است كه مورد استفادهء تدوينكنندهء اين كتاب قرار گرفت و بدينوسيله سپاس خود را به نويسندهء نقاد و سخن سنج و فاضل مقالهء مورد بحث ، تقديم مىدارد . ) ضمنا همانطوركه در زير نويس شماره 3 توجه داده شد نبايد نسبت بمطلع اين غزل و سه بيت بعد از آن ، بدون توجه لازم ، گذاشت و گذشت ، در « حافظ خراباتى » در اين مورد نيز « اشاراتى » شده است .
نبايد - بدون توجه - خواند و گذاشت و گذشت ! ، شاعر چه مىخواهد بگويد ؟ دو بيت بعد هم به همين بيت ارتباط دارد
« كس به ناكس سرّ دل ، هرگز نگفت »
و نيز مطلع غزل با بيت بعدى خود هم بىارتباط نيست .
نقل از حافظ سعيد نفيسى . حافظ اين مصراع را از سعدى