تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
حافظ ق . غ : مىگذرى ! ! حافظ ق . غ : تازه‌تر آبى دارد ! ( درست نيست ) الف - حافظ قزوينى و غنى :
« جان بيمار مرا نيست ز تو روى سؤال » .
ب - ( . . .
« هست ز تو ميل سؤال »
بر
« نيست ز تو روى سؤال »
ارجح است زيرا با مصرع دوم ارتباطش روشن به نظر مىآيد ، در اينجا شاعر مىخواهد بگويد ( جان خستهء من از تو ميل سؤال دارد و خوشا به حال خسته‌ئى كه از دوست جوابى دريافت مىكند . ) حال اگر ضبط نسخهء خ و ق [ خانلرى و ؛ قزوينى ] را درست بدانيم كه ( جان خسته را روى سؤال نباشد ) موضوع جواب دوست به جان خسته ، منتفى است . اديب برومند از صفحه 275 غزليات حافظ ( انتشارات پارنگ ) 1367 ه‍ - ش . تهران ج - نسخه به خط پير حسين كاتب ؛ نسخهء خطى معتبر ( پيش از نهصد هجرى نوشته شده ، متعلق به مسعود فرزاد ) جامع نسخ حافظ چاپ 1347 ه‍ . ش . دانشگاه شيراز ، صفحات 27 و 141 ، غزليات حافظ اديب برومند ، و . . .
« جان بيمار مرا هست ز تو ميل سؤال . » .
خواجه شيراز ، مصراعى از خواجو را - با تغيير يك كلمه - در مقطع غزل خود تضمين فرموده است :
« نكند سوى دل خستهء خواجو نظرى » .
( - « كى كند سوى دل خستهء حافظ نظرى » - ) .
مصراع دوم ، بيت خواجو اينست :
آه از آن دلبر پيمان‌شكنِ سنگين‌دل .
چشم مست تو ( كه آشفتگى كارم ازوست : چون من آشفته ) به هر گوشه خرابى دارد « ركن صاين » .
( چشم مست تو به هر گوشه خرابى دارد
: سلمان ساوجى ) .
چشم مستت كه به هر گوشه خرابى دارد .
حافظ .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 291 | شمس الدين حافظ