تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦

95

دى پير مىفروش كه ذكرش به خير باد * گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز ياد
گفتم بباد مىدهدم ( 1 ) باده نام و ننگ * گفتا قبول كن سخن و هر چه باد باد
سود و زيان و مايه چو خواهد شدن ز دست * از بهر اين معامله غمگين مباش و شاد
بادت به دست باشد اگر دل نهى به هيچ * در معرضى كه تخت سليمان رود به باد
حافظ گرت ز پند حكيمان ملالت است * كوته كنيم قصّه كه عمرت دراز باد ( 2 ) .