تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
بجز هندوى زلفش هيچ‌كس نيست * كه برخوردار شد از روى فرّخ
سياهى نيك بختست آنكه دايم * بود همراز و هم زانوى فرّخ !
شود چون بيد لرزان سرو آزاد * اگر بيند قد دلجوى فرّخ
بده ساقى شراب ارغوانى * به ياد نرگس جادوى فرّخ
دو تا شد قامتم همچون كمانى * ز غم پيوسته چون ابروى فرّخ
نسيم مشك تا تارى خجل كرد * شميم زلف عنبر بوى فرّخ
اگر ميل دل هركس بجائيست * بود ميل دل من سوى فرّخ
غلام همّت آنم كه باشد * چو حافظ بنده و هندوى فرّخ ! .