« ديدى كه يار » چون ز دل ما خبر نداشت * ما را شكار كرد و بيفكند و برنداشت
( خاقانى ) . . . « حرمت صيد » [ نسخهء خطى پير حسين كاتب ] ، از « عزت صيد » [ نسخهء چاپى علامه قزوينى ] بهترست . چون با « حرم » از جهت صنعت اشتقاق مناسبترست » ( از كتاب : « غزليات حافظ » به تحقيق اديب برومند - انتشاراتى پاژنگ - چاپ اول 1367 تهران . ص 195 حافظ ق . غ : ( - قزوينى ، غنى ) : بخت من آمد .
ساقى بيار باده و با . . .
( « مدعى » [ نسخهء دكتر خانلرى ] ، بر « محتسب » [ نسخهء علامه قزوينى ] ارجح است . . . . « انكار » كار « مدعى » است ، و « محتسب » بجاى « انكار » مىخواره را « تنبيه » مىكند . ( اديب برومند ) غزليات حافظ - چاپ 1367 شمسى - ص 195 ( ناشر : پاژنگ ) .
يكى از صفات بارز در قلمرو شاعرى حافظ كه از لوازم رندى و فرزانگى نيز به حساب مىآيد ، تجاهر به فسق و انتساب بسيارى از « نبايد » ها به خويشتن است . و اين عكس العمل تند و انقلابى ، پيامد نارسائىهاى جامعهء متظاهر قرن هشتم است ، كه بارى به اعتقاد حافظ دستاويزى است براى دهنكجى به بسيارى از رياكاران و كجانديشانى كه در اين قرن فضيحتآلود ، . . . . شمارشان اندك نيست ازاينرو گهگاه مىبينيم كه حافظ جام جم را به مفهومى نزديك بجام شراب - . . . به كار برده و در انتساب خويشتن بدان ، اصرار ورزيده است :
عمرتان باد و مراد ، اى ساقيان بزم جم * گرچه جام ما نشد پُرمى ، به دوران شما
و يا از آن صريحتر و با طعنهاى رسوا و ستيهنده خطاب به محتسب :
ساقى بيار باده و با محتسب بگو * انكار ما مكن كه چنين جام ، جم نداشت
صفحهء ( 685 ) فرخنده پيام از انتشارات دانشگاه مشهد - مقالهء از