تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
چندين هنر حافظ - بقلم محمد جعفر ياحقى . حافظ ق . غ : اين بيت را ندارد ، از حافظ جناب سيد ابو القاسم انجوى نقل شد . بعلاوه راجع به واژهء « رند » كه بقول حافظ :
« خوش وقتِ رند مست . . . »
از قول جناب اسلامى ندوشن مىافزايد كه : « . . . رندى او [ - حافظ ] . . . همان رندى ملت ايران است كه در طى تاريخ خود بخصوص در دوران بعد از اسلام ، آن را با خود همراه داشته ، اين خصيصه ، برانگيخته شده از هوش تيز ، سرزمين ناامن و لرزندگى [ لرزنده ، لرزش ] رشته‌هاى عقيدتى و شخصيتى است . . . . « رند » ظاهر و باطنش را متفاوت نگاه مىدارد ، براى آنكه دنيا امن نيست ، براى آنكه نامحرمان در گوشه و كنار هستند ، و براى آنكه « راز » جنبهء خطير [ خطير - پرخطر « فرهنگ معين » پرآفت ، خطرناك « فرهنگ نفيسى » ] . دارد و نزد هركس نمىتوان برملايش كرد . . . . رندى ، نوعى استعداد كنار آمدن با ناسازگارى است . . . خاص مردمى است كه در كام حوادث ناچار شده‌اند دو شخصيتى بشوند ، و يك نشانه‌اش آن است كه نه مستقيم ، بلكه قوس‌دار ، كنايه‌اى و دو پهلو حرف بزنند ؛ . . . سه مفهوم متفاوتى كه كلمهء « رند » . . . به خود گرفته . . . در آغاز به معناى « بيكاره و شرور » بوده دوم معنائى است كه ما آن را امروز به كار مىبريم ، مرادف با « گربز و محيل » . [ گربز : بضم اول و سوم يعنى زيرك ، دلير ، مكار ، طرار ، حيله‌گر ، حقه‌باز ، اغواكننده ، چاپلوس ، هنرمند ، دانا و توانا - كه مقصود مقاله جنبه‌هاى منفى مىباشد ] . سوم معنائى است كه در عرفان به آن داده شده ، و حافظ به آن آب‌وتاب و غناى خاصى بخشيده است و آن در مفهوم : روشن بين ، آزاده ، و بىپروا به قيود است . . . دكتر محمد على اسلامى ندوشن ، از كتاب : « ماجراى پايان‌ناپذير حافظ » - ص 15 تا 18 - انتشارات يزدان - 1368 تهران [ چاپ اول به صورت كتاب ] .