تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
آب چشمم كه برو منّت خاك در تست * زير صد منّت او خاك درى نيست كه نيست
از وجود اين‌قدرم ( 5 ) نام و نشان هست كه هست * ورنه از ضعف ، در اينجا اثرى نيست كه نيست
غير ازين نكته كه حافظ ز تو ناخشنودست * در سراپاى وجودت هنرى نيست كه نيست ( 6 )
حافظ ق . غ : نظرانند آرى ( . . . ضبط دو نسخه « صاحب‌نظرانند ولى » است و اين بايد صحيح باشد . زيرا در صورتى كه « آرى » را بپذيريم معنى اين مىشود كه همهء مردم ناظر روى تو هستند ، از آن جمله صاحب نظران . امّا « ولى » صاحب نظران را از عوام جدا مىسازد و معنى اين مىشود كه صاحب نظران مىتوانند تو را رؤيت كنند ولى در مردم عامى هم وديعه‌هائى براى وصول به اين منظور نهاده شده است و امكان تربيت شدن دارند . اين معنى با ديد عرفانى و فلسفهء كلى شاعر منطبق است به شهادت : ديدن روى تو را ديدهء جان بين بايد - وين كجا مرتبهء چشم جهان‌بين من است . يا اين بيت : وجه خدا اگر شودت منظر نظر - زين پس شكى نماند كه صاحب نظر شوى . و موارد بسيار ديگر ( دكتر حسينعلى هروى - نشر دانش - آبان 1360 ) . حافظ ق . غ : نزنند حافظ ق . غ : ( - قزوينى - غنى ) « . . . . برنجم ورنى . . . » ( « ورنه » فصيح‌تر از « ورنى » است . ص 183 حافظ اديب برومند ) . اين بيت حافظ ، ضرب المثلى شده است بسيار بسيار مشهور . حافظ ق . غ :
از وجودم قدرى نام و . . .
خواجه اين مصراع را از سعدى تضمين فرموده :