زمانه افسر رندى : « واژهء رند را به صورتهاى گوناگون معنى كردهاند كه از همه روشنتر ، دو گونه است : يكى عاميانه و ديگرى عارفانه ، كه معنى عاميانهء آن را گاه در كتابهاى تاريخى و واژهنامهها به كار بردهاند .
آنچه در زبان تودهى مردم است به معناى سودجو و حقهباز و زرنگ ، به همين معنى حقهبازى ( مرد رندى ) است . . . . در مكتب عارفان ، رند يعنى هوشيار - زيرك - كارآگاه - پاكباز - نيك بين - عاشق - مهرورز - رازدان - رازدار - پايدار - بىباك - بىنياز - آزاده - بلندنظر - بلندهمت - كوشا - جويا - هنرمند - سرخوش . . . و ما نامهاى عارفانهء رند را يك جا در ديوان خواجه مىيابيم كه هريك را معنى ويژهايست و در هر معنى رازها نهفته و هر رازى ، راه به جائى دارد . . .
از « راهى بمكتب حافظ ، نوشتهء محمودى بختيارى .
« قزوينى - غنى » اين بيت را فاقد است . لاكن در بعض نسخ خطى و چاپى - از آن جمله در « ديوان حافظ نسخهء خطى 805 هجرى » متعلق به دكتر ركن الدين همايونفرخ ، و ديوان حافظ به تصحيح دكتر خانلرى ، - آمده است .
حافظ ق - غ : حديث حافظ و ساغر كه مىزند پنهان ( . . . « ساغر كشيدن پنهان » از نظر انسجام و شيوايى بر « ساغر كه مىزند پنهان » مزيت دارد . اديب برومند ص 131 غزليات حافظ ) .
نسخهء خطى پير حسين كاتب : ساغر كشيدن پنهان .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص١٢١