تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦

[ 5 دل مىرود ز دستم صاحبدلان خُدا را ]

دل مىرود ز دستم صاحبدلان خُدا را * دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا
كشتى شكستگانيم اى باد شرطه برخيز * باشد كه بازبينم ديدار آشنا را
ده روز مهر گردون افسانه است و افسون * نيكى بجاى ياران فرصت شمار يارا
در حلقه گُل و مُل خوش خواند دوش بُلبل * هات الصّبوح هبوا يا ايّها السّكارى
اى صاحب كرامت شكرانهء سلامت * روزى تفقّدى كن درويش بينوا را
آسايش دو گيتى تفسير اين دو حرفست * با دوستان مُروّت با دشمنان مدارا
در كوى نيك‌نامى ما را گذر ندادند * گر تو نمىپسندى تغيير كُن قضا را
آن تلخ‌وش كه صوفى ام‌الخبائثش خواند * اشهى لنا و احلى من قبله العذارا
هنگام تنگدستى در عيش كوش و مستى * كاين كيمياى هستى قارون كند گدا را
سركش مشو كه چون شمع از غيرتت بسوزد * دلبر كه در كف او مومست سنگ خارا
آيينهء سكندر جام ميست بنگر * تا بر تو عرضه دارند احوال مُلك دارا
خوبان پارسىگو بخشندگان عُمرند * ساقى بده بشارت رندان پارسا را
حافظ به خود نپوشيد اين خرقهء مىآلود * اى شيخ پاك دامن معذور دار ما را