تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 993

مساهمون:

ص٩٩٣

[ شرح ] غزل 481

بيت 1 : آزاده كنى : رها كنى . روزى ننهاده : رزقى كه از طرف خدا برايت مقرر نشده است . - آگاه باش كه اگر در طلب رزق و روزى مقرر نشده باشى ، جز خون‌دل خوردن نصيبى نخواهى يافت . بهتر است براى رهايى از غم ، رضا به داده‌ى الهى بدهى . « جبر »
رضا به داده بده وز جبين گره بگشاى * كه بر من و تو در اختيار نگشوده‌ست
بيت 2 : آخر الامر : سرانجام ، پس از مرگ سبو : معمولا به كوزه‌هاى گلى كوچك آب‌خورى اطلاق مىشد . حاليا : فعلا ، تا زنده‌اى سرانجام بدنت خاك مىشود و از آن كوزه مىسازند ؛ پس تا زنده‌اى ، كوزه‌اى بياب و پر از شراب كن و بنوش . ( گل كوزه‌گران و سبو « تناسب » ) بيت 3 : گر از . . . : اگر از آن دسته اشخاصى هستى كه به هواى حور العين آرزوى بهشت دارند ، تا زنده‌اى با پرىوشان فرشته سيرت زمينى به عيش و خوشى بپرداز . بهشت را در ميان دلبران سيمين‌بر زمينى پيدا كن ؟ ! رندانه مىگويد كه در آنجا خبرى نيست . بيت 5 : اجر : پاداش ، مزد اى خسرو شيرين‌دهنان : اى سرآمد نوشين لبان فرهاد دل افتاده : فرهاد عاشق « * » بيت 6 : هيهات : افسوس ، دريغ نقش پراكنده : تعلقات دنيوى از فيض الهى بهره‌اى نخواهى گرفت ، مگر آن كه افكار پريشان را از لوح سينه پاك كنى و از آنچه رنگ تعلق دارد ، خود را آزاد نمايى . بيت 7 : اى بسا . . . : اى حافظ ، اگر به كرم و بخشش الهى توكل كنى ، مسلما خداوند وسايل شادى تو را هم فراهم مىكند . بيت 8 : صبا : باد و نسيم بهارى خواجه جلال الدين : وزير شاه شجاع ملقب به توران شاه سمن و سوسن : نام دو نوع گل اى باد بهارى ! اگر حلقه‌ى بندگى توران‌شاه را به گوش بياويزى ، از دم گرم او جهان را پر از گل‌هاى سمن و سوسن خواهى كرد . « مبالغه »
هامش
* درباره‌ى داستان عشقى « شيرين و فرهاد » به زيرنويس غزل 54 نگاه كنيد .