[ شرح ] غزل 480
بيت 1 : مدارا : ملاطفت ، نرمى ، ملايمت به خرج دادن مدارا نكردن : مهلت ندادن محابا : ترس ، باك .
اى محبوبى كه در كشتن ما لحظهاى مهلت نمىدهى و به يكباره هستى ما را بدون هيچ ترسى نابود مىكنى .
بيت 2 : هلاهل : گياهى است كه در چين و هندوستان مىرويد و داراى سمى كشنده است . « فرهنگ عميد » زهر هلاهل : زهرى كه از ريشهى گياه هلاهل مىگيرند . ( زهر كشنده )
عاشقان بلاكش ، زهر هلاهل دارند . آگاه باش كه عليه اين طايفه برنخيزى كه نابود خواهى شد . ( تهديد ) لحوم العلماء سموته !
بيت 3 : رنج ما . . . : بيمارى ما را كه مىتوانى با اشارهى چشمى معالجه كنى ، بىانصافى است اگر به درمان ما نپردازى .
بيت 4 : ديده چو دريا : ديدهى گريان پر از اشك
بيت 5 : نقل جور . . . : بارالها ! اطمينان دارم كه تو مهربانتر از آن هستى كه ما را عذاب دهى . كسانى كه تو را جبار لقب دادهاند ، مغرضاند و مىخواهند بدين وسيله به مقاصد نارواى خود برسند ، سخنانشان باور كردنى نيست و هو الغفور را نشنيدهاند .
بيت 6 : بر تو : به تو جلوه : تجلى ، نمايان شدن
اى زاهد ! اگر دلدار زيباى ما خودش را به تو نشان دهد ، ديگر از خدا جز باده چيزى طلب نخواهى كرد .
بيت 7 : محراب : طاق قوسى شكل ، محل ايستادن پيش نماز در مسجد ابروى چو محراب : ابرو به محراب تشبيه شده است .
حافظ ! نمازت را در محراب ابروى محبوب و به سوى او بخوان كه آنجا تنها جايى است كه با صدق دل و نيّت پاك نماز مىگزارى .