تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 979

مساهمون:

ص٩٧٩

[ شرح ] غزل 474

بيت 1 : هواخواه : خاطرخواه ، عاشق ناديده : نامرئى ، بدون ديدن ننوشته مىخوانى : نامه‌اى كه هنوز نوشته نشده را مىتوانى بخوانى ، از همه‌ى امور آگاهى و ناديده‌ها را مىبينى . بيت 2 : ملامت‌گو . . . : ملامت‌كننده‌ى كوردل از آنچه ميان عاشق و معشوق مىگذرد اطلاعى ندارد . زيرا كسى كه كور است ، چيزى نمىبيند ؛ مخصوصا اسرار پنهانى عشق را . بيت 3 : رقعه : وصله ، پاره زلفت را پريشان كن و صوفى را به رقص و پاىكوبى برانگيز تا از هر وصله از خرقه‌ى ملمعش هزاران گناه و كفر بيرون ريزد . بيت 4 : گشادكار : مشكل‌گشا ابروان كمانى زيبايت مشكل‌گشاى مشكل عاشقان است ، به خاطر خدا گره‌هاى پيشانى را كه نشانه‌ى خشم توست باز كن و بخند و لحظه‌اى نزد ما بنشين . بيت 5 : زمين‌بوس : سجده كردن ملايك در هنگام سجده به آدم ابو البشر ، قصد و نيتشان سجده به تو بود كه بسيار والاتر از مقام انسانى هستى . ( سوره‌ى « اعراف » ، آيه‌ى 10 ) بيت 6 : چراغ افروز چشم : روشنىبخش چشم نسيم زلف : باد مطبوع اين جمع : اتحاد بين نسيم و زلف و چشم . نسيم مطبوع زلف يار ، روشنىبخش چشم ماست . خداوندا ! اين جمع را از باد پريشانى محافظت فرما . بيت 7 : دريغا : افسوس كه افسوس كه با خواب خوش صبحگاهى فرصت عيش سحرگاهى را از دست داديم ؛ اى دل ! موقعى به ارزش وقت پى مىبرى كه درمانده بشوى . بيت 8 : ملول : رنجيده ، مكدر كاردانى : بصيرت عهد آسانى : دوران آسايش و راحتى . - هم‌سفر كاروان بايد با هم‌سفران خود با محبت رفتار كند و دشوارىها را به خاطر خوشحالى رسيدن به مقصد و آسايش آينده تحمل كند . « * » بيت 9 : چنبر زلف : زلف پرچين‌وشكن ، مجعد حلقه‌ى اقبال ناممكن جنباندن : كار ناممكن ، غير قابل دسترس ، امر محال حافظ ! فريب گيسوى پرچين‌وشكن او را نخورى كه دسترسى به آن محال است .
هامش
*در بيابان گر به شوق كعبه خواهى زد قدم * سرزنش‌ها گر كند خار مغيلان غم مخور