تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 982

مساهمون:

ص٩٨٢

غزل 476 [ نسيم صبح سعادت بدان نشان كه تو دانى ]

1 نسيم صبح سعادت بدان نشان كه تو دانى * گذر به كوى فلان كن در آن زمان كه تو دانى
2 تو پيك خلوت رازى و ديده بر سر راهت * به مردمى نه به فرمان چنان بران كه تو دانى
3 بگو كه جان عزيزم ز دست رفت خدا را * ز لعل روح‌فزايش ببخش آن كه تو دانى
4 من اين حروف نوشتم چنان كه غير ندانست * تو هم ز روى كرامت چنان بخوان كه تو دانى
5 خيال تيغ تو با ما حديث تشنه و آب است * اسير خويش گرفتى بكش چنان كه تو دانى
6 اميد در كمر زركشت چگونه ببندم * دقيقه‌اى است نگارا در آن ميان كه تو دانى
7 يكى است تركى و تازى در اين معامله حافظ * حديث عشق بيان كن بدان زبان كه تو دانى