تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 978

مساهمون:

ص٩٧٨

غزل 474 [ هواخواه توام جانا و مىدانم كه مىدانى ]

1 هواخواه توام جانا و مىدانم كه مىدانى * كه هم ناديده مىبينى و هم ننوشته مىخوانى
2 ملامت‌گو چه دريابد ميان عاشق و معشوق * نبيند چشم نابينا خصوص اسرار پنهانى
3 بيفشان زلف و صوفى را به پابازى و رقص آور * كه از هر رُقعه‌ى دلقش هزاران بت بيفشانى
4 گشاد كار مشتاقان در آن ابروى دلبند است * خدا را يك نفس بنشين گره بگشا ز پيشانى
5 ملك در سجدهء آدم زمين بوس تو نيت كرد * كه در حسن تو لطفى ديد بيش از حدّ انسانى
6 چراغ‌افروز چشم ما نسيم زلف جانان است * مباد اين جمع را يا رب غم از باد پريشانى
7 دريغا عيش شب‌گيرى كه در خواب سحر بگذشت * ندانى قدر وقت اى دل مگر وقتى كه درمانى
8 ملول از همرهان بودن طريق كاردانى نيست * بكش دشوارى منزل به ياد عهد آسانى
9 خيال چنبر زلفش فريبت مىدهد حافظ * نگر تا حلقه‌ى اقبال ناممكن نجنبانى