[ شرح ] غزل 469
بيت 1 : اتت : آمد . رند : درختى خوشبو ، عود حمى : كوى معشوق
بوى خوش عود از اقامتگاه معشوق به مشامم رسيد و بر شيفتگىام افزود . جانم فداى غبار خاك خانهى دوست .
بيت 2 : سعاد : نام معشوقه در شعر عرب
پيام يار شنيدن ، خوشبختى و آرامش روح است . چه كسى سلام مرا به دلدارم ( سعاد ) مىرساند ؟
بيت 3 : بسان : مانند باده صافى : شراب ناب آبگينه : شيشه ، بطرى شيشهاى شام :
نام قديم كشور سوريه كه شيشههاى آن معروف بوده است .
به محفل شبانهى مستمندان دور از وطن بيا و سيل اشك مرا در شيشهى چشمم ببين كه مانند شراب ناب در بطريهاى شامى مىدرخشند . ( شام و شامى « جناس » ، اشك و شراب « تشبيه » )
بيت 4 : تغرد : چهچه مرغان تفرد : جدا مباد ( تفرد و تغرد « تناسب » )
موقعى كه مرغان خوش خوان و فرخندهبال در اقامتگاه معشوق به نغمهسرايى مشغولاند ، خدا كند كه آه و نالهى كبوتر دل من نيز به گوش او برسد . ( كبوتر دل « تشبيه » )
بيت 5 : بسى نماند : زياد نمانده است .
هجران يار به زودى پايان مىيابد . چرا كه من از پشت تپههاى مشرف به منزل او ، قبههاى چادرهايى ( خيمههايى ) را مشاهده مىكنم .
بيت 6 : درآيى : وارد شوى . - چه خوش لحظهاى است آن زمان كه تو به سلامت وارد شوى و من به تو بگويم ؛ به خانهى خودت خوش آمدى .
بيت 7 : بعدت منك : از تو دور شدم .
آن زمان كه مانند هلال ماه نو ، هنوز به كمال زيبايى نرسيده بودى ، هجرانت مرا به نابودى كشاند . واى به حال اكنون كه مانند ماه شب چهارده ( بدر ) به كمال حسن رسيدهاى .
حريف عشق تو بودم چو ماه نو بودى * كنون كه ماه تمامى نظر دريغ مدار
« حافظ »
بيت 8 : منامى : خواب من - خواب خوش بر من حرام باد ، اگر به قيمت بهشت ، عهد دوستى با تو را نقض كنم . بيت 9 : اميد هست . . . : اميدوارم كه بختم يارى كند كه تو را در مسند سلطنت ببينم و تو مرا به غلامى قبول كنى . بيت 10 : سلك : رشته در خوشاب : مرواريدى كه تازه از دريا گرفتهاند . - حافظ ! غزليات تو مانند رشتهى مرواريد است كه گاهى در لطافت گوى سبقت را از اشعار نظامى گنجوى مىربايد .