[ شرح ] غزل 467
بيت 1 : مى : مى عشق و وحدت ، حالت قرب و توجه ، ميى ( مىاى ) كه كمال آورد ، شرابا طهورا ، شراب معرفت الهى « * » كز او : از او پخته : مجرب ، كار آزموده ، با تجربه خام :
بىتجربه ، ناآزموده
زان باده كه در ميكدهى عشق فروشند * ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش
« حافظ »
بيت 2 : روزها رفت : مدتى است . شمشاد : درختى زيبا و رعنا ، به كنايه قامت معشوق سيم : نقره ، نقرهاى ، سفيد مانند نقره
مدتهاست كه گيسوى شمشاد قامتى و دست سيمين بدنى را لمس نكردهام .
بيت 3 : روزه : ماه رمضان صحبتش : مصاحبتش ، آمدنش موهبت : بخشش الهى شدنش : رفتنش انعامى : احسانى
آمدن ماه مبارك رمضان موهبتى است و رفتنش نعمتى ، با آمدن اين مهمان عزيز ( رمضان ) دلها صفايى مىيابند و به خدا نزديك مىشوند و با رفتنش بازار زاهدان رياكار از رونق مىافتد .
بيت 4 : مرغ زيرك : مرغ دانا ، به استعاره انسان كامل و آگاه
اشخاص هوشيار و آگاه در اين ايام به عبادتگاه صوفيان نمىروند ، چرا كه در هر مجلس وعظى دام فريبى گستردهاند .
بيت 5 : گله : شكوه بدخو : بدنهاد
همان گونه كه صبح صادق روشن ، ظلمت شب را در پى دارد ، ماه رمضان هم زاهد بدخو و واعظ غير متعظ را همراه دارد ؛ بنابراين ، من از زاهد بدنهاد گلهمند نيستم .
بيت 6 : خراميدن : با ناز و عشوه گام برداشتن صبا : نسيم بهارى ، پيك عاشقان
اى صبا ! از من پيغامى به دلدار برسان و به او بگو كه . . .
بيت 7 : . . . « اى يارى كه شبانه روز شراب ناب مىنوشى ، هيچ از اين حريف دردنوش ياد مىكنى ؟ ! »
بيت 8 : آصف عهد : خواجه جلال الدين توران شاه ، وزير شاه شجاع
حافظ اگر توران شاه به كمكت همت نگمارد ، از يار خودخواه و متكبر و خودكامهات كامى و و صلى حاصل نمىكنى .
هامش
* به زير نويس غزل 272 نگاه كنيد .هزار جام شكستند و روزهشان نشكست * از آن كه شيشهگر عشق ساخته است اين جام« مولانا »