تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 944

مساهمون:

ص٩٤٤

غزل 457 [ هزار جهد بكردم كه يار من باشى ]

1 هزار جهد بكردم كه يار من باشى * مرادبخش دل بىقرار من باشى
2 چراغ ديده‌ى شب‌زنده‌دار من گردى * انيس خاطر اميدوار من باشى
3 چو خسروان ملاحت به بندگان نازند * تو در ميانه خداوندگار من باشى
4 از آن عقيق كه خونين دلم ز عشوهء او * اگر كنم گله‌اى غمگسار من باشى
5 در آن چمن كه بتان دست عاشقان گيرند * گرت ز دست برآيد نگار من باشى
6 شبى به كلبه‌ى احزان عاشقان آيى * دمى انيس دل سوگوار من باشى
7 شود غزاله‌ى خورشيد صيد لاغر من * گر آهويى چو تو يك‌دم شكار من باشى
8 سه بوسه كز دو لبت كرده‌اى وظيفه‌ى من * اگر ادا نكنى قرض‌دار من باشى
9 من اين مراد ببينم به خود كه نيم‌شبى * به جاى اشك روان در كنار من باشى
10 من ار چه حافظ شهرم جوى نمىارزم * مگر تو از كرم خويش يار من باشى
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 944 | شمس الدين حافظ