غزل 437 [ اى قصهء بهشت ز كويت حكايتى ]
1 اى قصهء بهشت ز كويت حكايتى * شرح جمال حور ز رويت روايتى
2 انفاس عيسى از لب لعلت لطيفهاى * آبخَضِر ز نوش لبانت كنايتى
3 هر پاره از دل من و از غصه قصهاى * هر سطرى از خصال تو وز رحمت آيتى
4 كى عطرساى مجلس روحانيان شدى * گل را اگر نه بوى تو كردى رعايتى
5 در آرزوى خاك در يار سوختيم * ياد آور اى صبا كه نكردى حمايتى
6 اى دل به هرزه دانش و عمرت به باد رفت * صد مايه داشتى و نكردى كفايتى
7 بوى دل كباب من آفاق را گرفت * اين آتش درون بكند هم سرايتى
8 در آتش ار خيال رخش دست مىدهد * ساقى بيا كه نيست ز دوزخ شكايتى
9 دانى مراد حافظ از اين درد و غصه چيست * از تو كرشمهاى وز خسرو عنايتى