تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 905

مساهمون:

ص٩٠٥

[ شرح ] غزل 438 « * »

بيت 1 : سلمى : سلما ، نام زنى است و در شعر عرب نماد معشوق است ؛ مثل ليلى در اشعار فارسى سبت : اسير كرده سلما دلم را اسير كمند زلفش كرده است و جانم فرياد مىزند كه . . . بيت 2 : اعادى : دشمنان خدا را : به خاطر خدا . . . اى محبوب ! بر اين عاشق بىدل رحمتى آور و به رغم ميل دشمنان ، مرا به وصال برسان . بيت 3 : حبيبا : اى دوست سودا : هوا و هوس عبادى : جمع عبد ، بندگان اى محبوب ، در غم سوداى عشقت به پروردگار توكل كرديم . بيت 4 : ا من : اى كسى كه تزاول : تو از اول نهكو : نيكو بوادى : بايد مىديدى بيت 5 : مت : منت ببوتن : باشد واى ره : يك‌باره غريق : غرق شده بحر الودادى : درياى محبت اى كسى كه مرا از عشق‌ورزى به سلما ملامت مىكنى ! اگر تو از اول رخسار زيباى او را ديده بودى ، هم به من حق مىدادى و هم خودت يكباره دل از كفت مىرفت و غرق درياى عشق او مىشدى . بيت 6 : پىماچان : پاىماچان ، به يك پاى ايستادن و هر دو گوش را از چپ و راست گرفتن ، اين نوع تنبيه در ميان درويشان رسم بوده است . بسپريمن : مىسپاريم . غرت : اگر تو وى روشتى : عمل زشتى ، گناه و تقصيرى از امادى : اگر از ما ديدى . قول مىدهيم كه اگر لغزشى از ما سرزد ، به ( پاىماچان ) تنبيه شويم . « * * » بيت 7 : بواتت : ببايد تو را وغرنه : و گرنه او بنى : ببينى آنچت : آنچه تو را نشادى : نشايد - تو ناچارا بايد غم اين دل را ( دل مرا ) بخورى و گرنه آنچه را كه شايسته تو نيست ، خواهى ديد ( تهديد ) . بيت 8 : بليل مظلم و اللّه هادى : خداوند در شب تاريك راهنماى گم‌شدگان است . چين زلف : شكنج زلف ( دلدار به تاريكى و ظلمت تشبيه شده ) دل حافظ در شكنج زلف تو گم شد . خدا راهنماى گمشدگان است در تاريكى شب .
هامش
* در غزل زير بعضى ابيات عربى و بعضى به لهجه شيرين شيرازى و بعضى فارسى است ، اين قبيل اشعار را ملمع گويند . * * در شرح سودى « پاىماچان » ، « جان » معنى مىدهد و بيت را به اين شرح تفسير كرده است : « اگر تو از ما تقصيرى بر خلاف آيين ديدى ، ما به غرامت آن گناه جان به پايت تسليم مىكنيم . »