[ شرح ] غزل 437
بيت 1 : حكايت : حديث ، نقل خبر حور : زنان سيهچشم بهشتى ، حور العين
اى محبوبى كه داستان پر از تفصيل گلزار بهشت در مقابل كوى تو و شرح زيبايى حور العين در پيش روى زيبايت حديثى بيش نيست !
بيت 2 : انفاس : جمع نفس عيسى : حضرت عيسى مسيح كه از معجزاتش زنده كردن مردگان بوده است ( سورهى « آل عمران » ، آيهى 49 ) لعل : سنگى گرانبها به رنگ سرخ به كنايه لب گلگون آبخضر : آبحيات لطيفه و كنايه : نكتهى دلپذير و اشاره آبحيات و معجزات حضرت عيسى ( ع ) در مقابل چشمه نوشين دهان و لبان لعل فامت نكته و كنايتى بيش نيستند !
بيت 3 : خصال : جمع خصلت ، طينت خوب و : بيانگر ، همراه آيتى : نشانهاى
هر تكه از دل من غمى به همراه دارد و بيانگر غصهاى است و هر سطر از كتاب خصال پسنديدهى تو ، نشانهاى از رحمت و عفو .
بيت 4 : عطرساى : عطرافشان روحانيون : عرفا رعايت : كمك ، مساعدت
اگر گل بوى خوش را از تو كسب نمىكرد ، هرگز به مقام عطر افشانى در حلقهى روحانيون و عرفا نمىرسيد .
بيت 5 : صبا : باد صبا ، پيامبر و پيك عشاق
تو اى پيك عاشقان ! به خاطر داشته باش كه ما در حسرت غبارى از آستانه دولت سراى محبوب سوختيم و تو هيچگونه كمكى به ما نكردى و گردى از خاك آن درگاه براى ما نياوردى ( گلهى دوستانه ) .
بيت 6 : به هرزه به باد رفتن : به بيهودگى تلف شدن مايه : سرمايه ، پول براى كسب و تجارت كفايت : لياقت
دانش و عمرت بيهوده تلف شد و تو لياقت بهرهبردارى از آن را نداشتى !
بيت 7 : آفاق : سراسر عالم
آتش سوزان درون من ، به همه جا سرايت خواهد كرد .
بيت 8 : ار : اگر - اگر در آتش جهنم ديدار تصوير خيال محبوب ميسر باشد ، از دوزخ بيمى ندارم ؛ پس ساقى شراب بياور .
بيت 9 : مراد : مقصود - پروردگارا ! مىدانى مراد من از بيان اين قصهء غمانگيز چيست ؟ براى اين كه تو ( خدا ) به سلطان اشارهاى بكنى ، او عنايتى به من داشته باشد .