تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 881

مساهمون:

ص٨٨١

[ شرح ] غزل 426

بيت 1 : نزديك : به ، به جانب با مركب خون دل به دوست نامه نوشتم و عرضه داشتم كه روزگار در فراق تو ، همانند روز قيامت است . بيت 2 : صد علامت : صد نشان ، صد گونه در فراق محبوب ، صد گونه علامت عشق در چشمان ما وجود دارد . فقط گريه علامت و نشانه‌ى مهجورى من نيست . نشانه‌هاى ديگرى مثل خوناب چشم و . . . وجود دارند . بيت 3 : هر چند . . . : هر اندازه كه توانستم امتحان كردم ولى از جانان سودى حاصل نشد و وصال دست نداد . هركس كه آزموده را بيازمايد ، پشيمان مىشود . « آزموده را آزمودن خطاست » بيت 4 : پرسيدم از . . . : از طبيبى حال عشق‌ورزى به دوست را سؤال كردم ، گفت : « دورى از دوست عذاب است و در كنارش سلامت » . هميشه با او باش كه وصال دوست از عمر جاودان بهتر است « حضورى گر همىخواهى از او غايب مشو » بيت 5 : گفتم ملامت . . . : با خود گفتم كه اگر زياد خود را به دوست نزديك كنم و در اطراف سرايش به گردش درآيم ، خلق مرا ملامت خواهند كرد . به خدا سوگند كه هيچ عشقى را بدون ملامت نديدم . عاشق صادق آن است كه از ملامت نهراسد . بيت 6 : حافظ چو . . . : حافظ در مقابل جان شيرينش خواستار چشيدن ساغرى از جام كرامت تو شد . به عبارت ديگر ، حافظ حاضر است در عوض بوسه‌اى از لبان تو ، جان شيرينش را بدهد .
وقتى خوش است ما را لابد نبيد بايد * وقتى چنين به جانى جامى خريد بايد « * »
« مولانا »
هامش
* نبيد : شراب
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 881 | شمس الدين حافظ