تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 831

مساهمون:

ص٨٣١

[ شرح ] غزل 401

بيت 1 : دامن افشاندن : كسى را از روى نفرت ترك گفتن . دل برگرداندن : مهربان شدن . روى برگرداندن : پشت كردن ، كسى را ترك كردن . اگر خاك راهش شوم ، از من دورى مىكند و اگر مهربانىاش را خواستار شوم ، مرا ترك مىكند . بيت 2 : روى رنگين : رخسار زيبا بازپوشان : بپوشان چهره‌ى زيبايش را در معرض ديد همگان مىگذارد و اگر به او بگويم صورتت را از نامحرم بپوشان ، از من مىپوشاند ! بيت 3 : جوى خون : به كنايه ، سيلاب اشك خونين . به ديدگانم گفتم او را سير نگاه كن . گفت : « مگر مىخواهى سيلاب اشك خونين از من جارى شود ؟ ! » بيت 4 : او به خونم . . . : دلدار مشتاق و تشنه‌ى خون من است و من تشنه‌ى بوسه از لبانش . در اين ميان يا من به مرادم مىرسم يا او به تصميمش عمل مىكند . بيت 5 : فرهاد : سنگ‌تراشى كه دلباخته شيرين بود . شيرين « * » : زنى بسيار زيبا كه همسر خسرو پرويز پادشاه ساسانى بود . اگر همچون فرهاد ، جانم را در عشق معشوق به ناكامى از دست بدهم ، باكى نيست . زيرا پس از مرگم داستان شيرين عشقم باقى خواهد ماند . ( « شيرين » در اين بيت ايهام دارد . ) بيت 6 : پيش ميرم : پيش‌مرگش شوم . اگر شمع‌وار در مقدمش جان فدا كنم ، از مرگم خوشحال مىشود و اگر از ستمش اظهار رنجش كنم ، بدش مىآيد . بيت 7 : چيزى مختصر : به ايهام ، دهان تنگ معشوق . در برابر بوسه‌اى از لبان نوشينش ( دهان تنگش ) نقد جان را داده‌ام ، ولى او اين مختصر را از من دريغ مىكند . بيت 8 : زين دست باشد : اگر بدين گونه باشد . اگر درس عشق اين گونه پيش رود ، داستان‌هايى از عشق ناكام من در هر گوشه و كنار ورد زبان خواهد بود .
هامش
* در زمينه‌ى داستان عشقى « شيرين و فرهاد » به زيرنويس غزل 54 نگاه كنيد .