تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 811

مساهمون:

ص٨١١

[ شرح ] غزل 391

بيت 1 : سرانجام : عاقبت بيت 2 : غم دل . . . : تا كى غم سپرى شدن عمر را بايد بخوريم ؟ گيرم نه روزگار باشد و نه دل ؛ مگر چه خواهد شد ؟ بيت 3 : مرغ كم‌حوصله : مرغ حريص براى دانه‌چينى بر او : به او ، بر او به مرغ حريص براى دانه‌چينى بگو ، در كنار دانه به دام نيز توجه داشته باشد و بگريزد ؛ زيرا هيچ صيادى پس از صيد ، به شكار خود رحم نمىكند . بيت 4 : مقلد : تقليدكننده به عوض غم خوردن ، باده بخور و به پند آن كه از ديگرى تقليد مىكند و خود استقلال فكرى ندارد ، گوش نكن . به گفتار اين قبيل مردم مقلّد مبنى بر منع از شراب‌نوشى اعتنا نكن ، بگذار هر چه دل‌شان مىخواهد بگويند . بيت 5 : به كام صرف شدن : به منتهاى مراد صرف گشتن حاصل دست رنجت را به ميل خودت صرف كن و آن را براى ميراث خواران نگذار كه در لحظات آخر پشيمانى سودى ندارد . بيت 6 : خط جام : جام جم داراى هفت خط به شرح زير بوده است : « جور » و « بغداد » و « بصره » ، « ازرق » ، « اشك » ، « كاسه‌گر » و « فرودينه »
هر آن كه راز دو عالم ز خط ساغر خواند * رموز جام جم از نقش خاك ره دانست
پير ميخانه شب گذشته از نگاه به خطوط جام جهان‌نما ، معماى عاقبت كار آدمى را كه همان گذاشتن و رفتن و خاك شدن است ، حل كرد .
هفت خط داشت جام جمشيدى * هر يكى صاف همچو آينه
جور و بغداد و بصره و ازرق * اشك و كاسه‌گر و فرودينه
« قائم مقام فراهانى » بيت 7 : بردم از ره : از راه به در كردم دف و چنگ : نام دو نوع ساز جزا : پاداش حافظ را به وسيله‌ى آواى موسيقى و غزل‌خوانى از راه بدر بردم و معلوم نيست جزاى من بدنام چه خواهد بود .
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 811 | شمس الدين حافظ