[ شرح ] غزل 388
بيت 1 : بيخ بركندن : نابود كردن
بهار توبهشكن رسيد ، بايد غم را از لوح سينه ريشهكن كرد و با شكستن توبه باده نوشيد .
بيت 2 : باد صبا : نسيم بهارى ز خود بيرون شدن : از حالت طبيعى خارج شدن
نسيم بهارى وزيد ، غنچه از شدت شوق از خود بىخود شد و جامه بر تن دريد و شكوفا شد .
بيت 3 : سرو : درختى است هميشه سبز و زيبا و بدون بار كه به آزادگى معروف است .
اى دل ! صداقت و صفا را از آب صاف و زلال و آزادگى را از سرو بياموز .
بيت 4 : دستبرد : مهارت و تردستى كلاله : موى و گيسوى خم اندر خم و پيچيدهى گلبرگها به گيسوى پرشكن تشبيه شدهاند .
در اطراف گل كلاله و بر رخسار ياسمن چين و شكن سنبل نمونهاى از هنرنمايى طبيعت به كمك باد بهارى است .
بيت 5 : عروس غنچه : غنچهى گل به عروس تشبيه شده است . حرم : مكان مقدس ، سراپرده ، در اين بيت منظور حجلهگاه عروس است . طالع سعد : خوشبخت معاينه : در مقابل ديد همه به وجه حسن : به صورت پسنديده
عروس غنچه با ناز و غرور از پرده بيرون آمد و در گلزار به دلربايى مشغول شد و آواز بلبل براى وصل گل از غمكدهء زمستانى به هوا برخاست .
بيت 6 : صفير : آواى پرندگان نفير : ناله بيت حزن : سراى غمانگيز ، غمخانه
آواى بلبل شيدا و خروش و نفير هزاردستان براى وصل گل از غمكدهء زمستانى برخاست .
بيت 7 : حديث : سرگذشت ، نقل قول ، صحبت فتوى : حكم و دستور پير : صاحبدل طبق خواستهى پير صاحبدل ، از داستان همنشينى با خوبان و جام شراب گلگون صحبت كن .