تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 785

مساهمون:

ص٧٨٥

[ شرح ] غزل 378

بيت 1 : ازرق : كبود دلق ازرق : منظور لباس پارسايان است . ما بد هيچ‌كس را نمىگوييم ؛ تمايلى به كار ناصواب نداريم و لباس تقواى كسى را به رنگ سياه گناه آلوده نمىكنيم . خرقه‌ى خود را به ريا به رنگ كبود صوفيان پارسا در نمىآوريم تا رياكارانه خود را صوفى صاف و مرد حق جلوه دهيم . بيت 2 : عيب درويش . . . : درويش تهى دست را به سبب فقر و توانگر را به علت ثروت سرزنش كردن ، ناپسند است . صلاح در آن است كه مطلقا كار بد از ما سرنزند . بيت 3 : مغلطه : سخنى كه كسى را به اشتباه اندازد . خط غلط بر كتاب دانش نمىكشيم و اسرار الهى را به نيرنگ و اوراق فريبنده در نمىآوريم و حق را با باطل مخلوط نمىكنيم . بيت 4 : جرعهء رندان : به كنايه شراب ناصاف دردىكشان است . مروق : صاف و بىغش اگر شاه شراب ناصاف دردىكشان وارسته را با احترام ننوشد ، ما هم اعتنايى به مى صاف او نخواهيم كرد . بيت 5 : خوش برانيم : خوش بگذرانيم راهروان : سالكان ، مردان حق اسب سيه : چون اسب سياه كم است ، گران‌قيمت است . زين : آن چه از چوب و چرم و فلز درست كنند و بر پشت اسب نهند و هنگام سوارى بر آن نشينند . مغرّق : نقره‌كوبىشده در پرتو عنايات مردان حق ، زندگى را به خوشى مىگذرانيم و در انديشه‌ى تجملاتى مانند اسب سياه كمياب و زين نقره‌كوبى شده نيستيم . بيت 6 : ارباب هنر : هنرمندان بحر معلق : درياى واژگون ، منظور آسمان مينايى است . از آنجايى كه فلك كج‌رفتار ، كشتى وجود هنرمندان را در هم مىكوبد ، بهتر آن است كه به اين درياى سرنگون‌شده‌ى فلك بىاعتماد باشيم . بيت 7 : گر بدى . . . : اگر حسودى بدى ما را گفت و دوست ما از گفتار ناپسند او رنجيده خاطر شد ، به دوست ما بگوييد كه دل خوش دار ، ما گوش به سخنان احمقانه‌ى نادانان نمىكنيم . بيت 8 : حافظ ار خصم . . . : حافظ ! اگر دشمن خطا گفت ، به او اعتراض نمىكنيم و اگر درست گفت ، با حقيقت به ستيزه برنمىخيزيم و سخن او را قبول مىكنيم . چرا كه حرف حق از دهن هركس درآيد ، حق است .