[ شرح ] غزل 366
بيت 1 : حشمت و جاه : مقام و منزلت از بد حادثه : در نتيجهى پيشآمدهاى ناگوار
ما براى كسب مقام و منزلت و ثروت به آستان تو روى نياوردهايم ، بلكه به سبب گرفتارىهاى بد روزگار به درگاهت پناهنده شدهايم .
بيت 2 : سرحد عدم : مرز نيستى اقليم وجود : جهان هستى
ما مسافر منزلگاه عشقيم و از مرز نيستى تا جهان هستى ، اين همه راه را پيمودهايم .
عشق انگيزهى آمدن ما بوده است .
بيت 3 : سبزهى خط : سبزهى عذار ، موهاى تازهرسته در اطراف صورت جوانان مهر گياه : گياهى افسانهاى كه با هركس باشد ، محبوب القلوب همه مىشود ، سبزهى عذار محبوب به مهر گياه تشبيه شده است . - براى دستيابى به سبزهى عذار تو ، گلزار بهشت را ترك كرديم . اشارهاى است به بيرون آمدن حضرت آدم ( ع ) از بهشت .
بيت 4 : گنج « * » : گنج غم عشق ، غم عشق به گنج تشبيه شده است . روح امين :
جبريل شاه : فرمانرواى عالم
سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد * تا روى در اين منزل ويرانه نهاديم
با داشتن چنين گنجى ( در سينه داشتن قرآن ) كه خازن آن جبريل است ، دست نياز به درگاه بىنياز پروردگار دراز كردهايم .
بيت 5 : لنگر حلم : صبر به لنگر تشبيه شده است . كشتى توفيق : توفيق و مدد الهى به كشتى تشبيه شده و كرم به دريا - اى كشتى توفيق الهى ! لنگر بينداز و تحمل كن و ما را كه در درياى بخشايش پروردگار غرق گناهيم ، عفو كن . حاصل كلام اين كه خداوندا ! بر گناهان ما قلم عفو بكش .
بيت 6 : ابر خطاپوش : كرم و بخشش الهى به ابر بارانزا تشبيه شده است . ديوان عمل :
دادگاه الهى نامهسياه : گناهكار - پروردگارا ، ما گناهكاران را با باران رحمتت عفو كن و روا مدار در پيشگاهت شرمنده و رسوا شويم .
بيت 7 : آتش آه : آهى كه چون از سينه برآيد ، آتش برافروزد و خرقه بسوزاند .
حافظ براى اين كه از صوفيان رياكار انتقاد كند ، از خرقهى پشمينهى خود انتقاد مىكند ، خطاب به پشمينهپوشان رياكار مىگويد كه با آتش آه مىآييم و خرقهى آلوده شما را مىسوزانيم .
هامش
* آقاى « ذو النور » در كتاب « در جستجوى حافظ » ، « گنج » را در اين بيت ، قرآنى مىداند كه حافظ در سينه دارد .