غزل 360 [ گر از اين منزل ويران به سوى خانه روم ]
1 گر از اين منزل ويران به سوى خانه روم * دگر آنجا كه روم عاقل و فرزانه روم
2 زين سفر گر به سلامت به وطن بازرسم * نذر كردم كه هم از راه به ميخانه روم
3 تا بگويم كه چه كشفم شد از اين سير و سلوك * به در صومعه با بربط و پيمانه روم
4 آشنايان ره عشق گرم خون بخورند * ناكسم گر به شكايت سوى بيگانه روم
5 بعد از اين دست من و زلف چو زنجير نگار * چند و چند از پى كام دل ديوانه روم
6 گر ببينم خم ابروى چو محرابش باز * سجدهء شكر كنم وز پى شكرانه روم
7 خرّم آن دم كه چو حافظ به تولّاى وزير * سر خوش از ميكده با دوست به كاشانه روم