[ شرح ] غزل 360
بيت 1 : منزل ويرانه : ويرانهسرا ، شايد منظور شهر يزد باشد . « * » فرزانه : خردمند ، عاقل
بيت 2 : زين سفر . . . : اگر سلامت به وطن برسم ، مستقيما به ميخانه خواهم رفت .
بيت 3 : چه كشفم شد : به چه اسرارى از حقيقت دست يافتم . سير و سلوك : سير انفس و طى مدارج عرفانى صومعه : عبادتگاه
براى اين كه به زاهد بگويم در اين سير آفاق به چه اسرارى از حقيقت دست يافتهام تا در عبادتگاه با ساز و جام باده خواهم رفت تا به آنها بگويم حقيقت زندگى در خوشگذرانى و بادهنوشى است .
بيت 5 : بعد از اين . . . : بعد از اين ، دل ديوانه را با سلسلهى گيسوى يار به زنجير مىكشم تا آن قدر پى هوا و هوس نرود . چقدر به دنبال دل هوسباز به هر طرف كه او مرا مىكشد ، بروم ؟
بيت 6 : خم ابرو و محراب : ابروى يار به محراب مسجد تشبيه شده است .
اگر خم ابروى محرابى شكل دلدار را ببينم ، بر آن محراب سر به سجده مىگذارم و جانم را به شكرانه فدا مىكنم .
بيت 7 : خرم آن دم . . . : خوش آن روزى كه به نعمت دوستى با تورانشاه ، خوشحال و شاد با دوستانم از ميخانه به خانهام بروم .
هامش
* به زيرنويس غزل 359 نگاه كنيد .