تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 743

مساهمون:

ص٧٤٣

[ شرح ] غزل 358

بيت 1 : كران : ساحل غم روزگار تمام شدنى نيست . براى مبارزه با اين غم بايد شراب نوشيد . بيت 2 : پير مغان : پير راهنما ، پيشواى روحانيان زرتشتى به صلاح من نيست كه خدمت‌گزارى پير راهنما را ترك كنم . بيت 3 : آفتاب قدح : جام شراب « * » ارتفاع : انتفاع ، بهره ارتفاع عيش بگير : به ايهام ، حد اكثر استفاده را بكن . حد اكثر استفاده را بكن . چرا كه ممكن است هميشه اوضاع بر وفق مراد نباشد ، وضع عوض شود و دوباره ميخانه‌ها را ببندند . بيت 4 : اهل خدا : مردان حق با خود دار : عاشق باش مشايخ شهر : فقيهان ، وعاظ . نشان مردان خدا عاشقى است ، بنابراين اگر مرد حقى ، عاشق باش و بدانكه در وعاظ و فقيهان شهر اين نشان ديده نمىشود . بيت 5 : دو آينه : دو چشم متحير هزار افسوس كه با دو چشم چون آينه حيرانم ، قادر به ديدن محبوب نيستم . بيت 6 : جويبار ديده : چشم عاشق از شدت گريه به جويبار تشبيه شده است . از زمانى كه قامت چون سرو تو از كنار جويبار چشم من دور شده است ، به جز اشك مداوم چيز ديگرى در چشم من ديده نمىشود . از وقتى تو رفته‌اى ، كار من گريستن است . بيت 7 : خمار « * * » : خمارى از نداشتن شراب ، ننوشيدن شراب كسم : هيچ‌كس ( شكايت از بىمروتى مردم ) بيت 8 : موى ميان : كمرى كه از باريكى مانند مو است . از كمر باريك دلدار چيزى از من مپرس . چرا كه من از ديدن آن كمر به سبب باريكى عاجزم . ( ميان و ميانش ، جناس ) بيت 9 : سفينه : كشتى ، جنگ ، ديوان اشعار جز در اين دريا : به جز درياى غزليات حافظ من بايد پيوسته ديوان غزليات حافظ را كه دريايى از فرهنگ و ادب و معرفت است همراه داشته باشم . چرا كه تنها در اين دريا به مرواريد سخن مىتوان دست يافت .
هامش
* در اينجا ، قرص آفتاب قدح به قرص اسطرلاب تشبيه شده ، زيرا اهل تنجيم به وسيله‌ى اسطرلاب ارتفاع ستاره را تعيين مىكنند و سپس از ارتفاع كوكب طالع وقت معلوم مىشود . * * به زيرنويس غزل 115 نگاه كنيد .