[ شرح ] غزل 329 « * »
بيت 1 : جوزا : دو پيكر ، برج سوم از دوازده برج فلكى كه منجمان آن را به صورت مردى با كمر و حمايل در آسمان تصوير كردهاند و او را « جبار فلك » يا « تيرانداز فلك » مىنامند . حمايل : محلى در كمربند براى آويختن شمشير ، رسم بر اين بوده كه هرگاه اميرى نزد سلطان مىرفته ، حمايل و شمشير خود را به علامت احترام و نشانهى تسليم پيش شاه مىگذاشته . - سحرگاهان « تيرانداز فلك » كمر و حمايلش را به نشانهى اطاعت از شاه ، از تن جدا كرد و پيش من گذاشت .
بيت 2 : كارساز : طالع مساعد كام : به ايهام ، مراد
با كمك طالع مساعد به مرادى كه از خدا خواستم رسيدم .
بيت 4 : را هم مزن : فريبم نده زلال خضر « * * » : آبحيات حوض كوثر : چشمهاى در بهشت با آب گوارا - زاهد ! با توصيف گوارايى آبحيات ، فريبم مده . چرا كه من از جام شاه ، شراب بهشتى ، شراب طهورا مىنوشم .
بيت 5 : سرير فضل : دانش و فضل به تخت سلطنت تشبيه شده است . مملوك : رعيت جناب : آستان ، درگاه - شاها ! اگر من سرير فضل را هم به فلك برسانم ، بازهم رعيت و آستان بوس توام .
بيت 6 « * * * » : جرعهنوش : شراب نوشيدن ، به كنايه مرهون محبت بودن آبخورد : محل نوشيدن آب ، مجازا منزل ، اقامتگاه خوگر : معتاد - سالهاست كه من مرهون محبت تو هستم ، به عنايتت عادت كردهام و هرگز تو را ترك نمىكنم .
بيت 7 : كمال : نام شاعرى است به نام « كمال اسماعيل » . دليل : گواه
بيت 8 : اين بيت « گر بركنم . . . » متعلق به كمال الدين اسماعيل است .
بيت 9 : منصور : « شاه منصور » كه به دست تيمور لنگ كشته شد . مظفر غازى : پدر شاه منصور ( مظفر و مظفر ، جناس ) حرز : پناهگاه ، محافظ مظفرم : پيروزم .
بيت 10 : عهد الست : پيمان روز ازل بدين عهد بگذرم : منظور مرگ است .
من از روز اول با شاه منصور عهد عشق و دوستى بستهام و تا لحظهى مرگ به اين پيمان پايبندم .
هامش
* اين قصيده در مدح « شاه منصور » سروده شده است .
* * به زيرنويس غزلهاى 129 و 273 نگاه كنيد .
* * * يكى از حكمرانان كه از بستگان شاه بوده است ، از حافظ مىخواهد كه به محل حكومت او برود و جزو درباريان او بشود . خواجه اين دعوت را رد مىكند و اين قصيده را مىسرايد .